• وبلاگ : مي نويسم به ياد كسي كه به يادم نيست
  • يادداشت : شروع قصه...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + كيا 

    سحر خانوم امروز و ليلاي ديروز هههه خاطراتتو دستكاري نكن همونجور كه هست بنويسي هاهاهاها

    من اولين نفري بودم كه باهام آشنا شدي و اولش هم من بودم كه راجب مرام و معرفت آدم هاي روم به خصوص اون شخصِ مورد نظرت كه حالا باهاش ... برات گفتم و الي آخر

    ياد آوري ميكنم كه به قول خودت اون زمان فقط من بودم كه باعث شدم پايبند اون روم بشي حالا اگه گناهي مرتكب شدم خدا منو ببخشه هههه

    و اگه حمل بر خودستايي نباشه بازهم به قول خودت مجذوب شعراي من ميشدي ههههه بمتند كه حالا به هر دليلي چشم ديدن منو نداري و .... هاهاها

    اگه اينطوري شروع ميكردي و از من به عنوان كسي كه بد بوده برات ياد ميكردي به واقعيت نزديك تر بود ...